ذبيح الله صفا
30
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
( - مغان ) و گرجستان و عراق عجم و قسمتى از كردستان را بتصرّف خود درآورد و حتّى پسر عم او امير حسين چوپانى و برادرزادهاش ملك اشرف و پسرش ياغى باستى از جانب وى در يزد و اصفهان و فارس بتاختوتاز پرداختند و مدّتى مزاحم آل مظفّر و آل اينجو گرديدند . شيخ حسن كوچك در سال 744 بخيانت زنش عزّت ملك كشته شد . پس از وى چندى ممالكش در دست برادرزادهاش ملك اشرف و پسرش ياغى باستى اداره مىشد ولى به زودى اختلاف ميان آنان بروز كرد و برد با ملك اشرف بود كه از سال 744 تا 759 حكومتى مقرون بستمگرى داشت و عاقبت بدست جانى بيگ پادشاه دشت قپچاق كشته شد . وى يكى از بدترين امراى مغول و مردى سفاكتر و نابكارتر از همهء آنان بود و از همه بدتر بغارت اموال خلق و جمع ثروت نيز علاقهء وافرى داشت . بعد از قتل ملك اشرف مدّتى آذربايجان فرمانبردار پادشاه قپچاق بود ؛ يعنى چندى بردى بيگ پسر جانى بيگ و نايبش « اخى جوق » در تبريز حكومت ميكردند . طغا تيموريان بعد از مرگ ابو سعيد بهادر خان ( 736 هجرى ) و در دورهء دخالت امرا در انتخاب ايلخانان دست نشانده ، يكى از شاهزادگان مغولى كه قرعه بنام او زده شد ، طغا تيمور خان از نوادگان برادرى چنگيز خان بود . وى در مازندران اقامت داشت و بعد از انتخاب بايلخانى بسال 737 ، مدّتها در خراسان و گرگان حكومت مىكرد و اگرچه چندبار بطمع تسلّط بر كلّيهء ممالك ايلخانان به عراق تاخته بود ، ليكن كارى از پيش نبرد و ناگزير بخراسان و گرگان بسنده كرد . در سال 741 سربداران بر او خروج كردند و نخست برادرش امير على كه بفرمان وى از گرگان بسبزوار لشكر كشيده بود ، كشته شد و سپس خود طغاتيمور از امير وجيه الدين مسعود در كنار اترك شكست يافت و بدين ترتيب خراسان و گرگان را از دست داد و عاقبت در 754 بدست سربداران كشته شد . بعد از او امير ولى پسر شيخ على هندو كه از موالى طغاتيمور بود ، جرجان را از